بطور معمول حفاظت اصلي و پشتيبان فيدرهاي نيروگاهي به دليل سنخيت آن با مقتضيات داخلي پست فشار قوي توسط پيمانكار پست انجام مي شود و رله هاي حفاظتي مربوطه نيز توسط اين بخش تأمين مي گردد. در اين حالت بطور معمول از رله ديفرانسيل طولي جهت حفاظت ناحيه مورد اشاره استفاده مي شود .
البته در شرايط كوتاه بودن طول خط و برخورداري از ترانسهاي جريان دقيق با ولت آمپر بالا امكان استفاده از حفاظت ديفرانسيل امپدانس بالا نيز وجود دارد.
در يکی از پروژه ها پيمانكار پست جهت صرفه جويي ، پيشنهاد پوشش خط مربوطه توسط حفاظتهاي ديفرانسيل ترانس موجود در نيروگاه را مطرح نمود . اين پيشنهاد به دلايل مختلف از جمله گسترش نامناسب زون حفاظتهاي نيروگاهي تا داخل پست و تبعات منفي ناشي از آن ، محدوديتهاي دسترسي اپراتور نيروگاه جهت چك سيستم پس از وقوع فالتهاي احتمالي ، دوگانگي الزامات مرتبط با تنظيمات حفاظتي رله ها رد شد . پيمانكار پست نيز به زعم خود هر يك از موارد را به نوعي پاسخ داد .

يك ايراد مهم ديگر كه موضوع پرسش فني اين شماره است ، به نوع رله حفاظتي مورد استفاده و نقشه تك خطي پست بر مي گردد . اين رله از نوع رله هاي ديفرانسيل بسيار پيشرفته است كه بنا بر نياز شامل سه ورودي جرياني براي پوشش سر فشار قوي ترانس اصلي از يك سو و سر ديگر منتهي به ژنراتور همچنين مسير انشعابي ترانس واحد نيروگاه مي باشد . بنابراين رله جهت پوشش سمت فشار قوي ترانس تنها از يك ورودي برخوردار است كه معمولاً توسط BCT ترانس تغذيه مي شود . در صورت قبول پيشنهاد پيمانكار پست اين ورودي بايد از ترانسهاي جريان موجود در پست تغذيه مي شد . بر اساس نقشه هاي تك خطي ، پست مزبور 5/1كليدي با دو ترانس جريان خروجي به سمت نيروگاه بود . بنابراين جهت پوشش مناسب فيدر مزبور ، رله ديفرانسيل ترانس مي بايد از 4 كانال ورودي جريان برخوردار مي بود. بنابراين طرح مذكور از نظر فني كاملاً مردود تشخيص داده شد . اما پيمانكار پست معتقد بود در سيستمهاي حفاظتي ، بسيار اتفاق مي افتد كه ثانويه دو يا چند ترانس جريان را با هم جمع و به يك رله اعمال مي كنند بنابراين ايراد اخير چندان مهم نيست !

به نظر شما در اينجا چرا نمي توان جريانهاي جمع شده دو CT كاملاً مشابه طرف پست را به عنوان يك ورودي به رله ديفرانسيل ترانس اعمال نمود ؟