حضور رباتآ*هاي امدادگر در شرايط حقيقي امداد و نجات



اين دسته از رباتآ*ها شبيه به اسبابآ*بازيآ*هاي بزرگ و داراي فناوري پيشآ*رفته هستند. اما هواپيماها و هليکوپترهاي رباتيک که مجهز به دوربين، ميکروفون و حسآ*گرهاي متنوعي هستند، ميآ*توانند اطلاعات بسيار حساس و پر اهميتي را براي مراکز کنترل امداد، پس از بروز حادثهآ*اي سهمآ*گين همآ*چون توفان کاترينا، تامين نمايند.

خانم رابين مورفي، مدير مرکز امداد و نجات به کمک رباتيک، ميآ*گويد: «به کمک اين ابزارها ضرورتي وجود ندارد که شما تا صبح فردا، براي روشني هوا و مساعد شدن شرايط پرواز انتظار بکشيد تا پس از آن دريابيد که کدام نواحي آسيب ديدهآ*اند، کجا بيشترين صدمه را متحمل شده است و کدام راهآ*ها هنوز براي دسترسي به محل حادثه ديده قابل استفادهآ*اند.»



انم مورفي، استاد دپارتمان علوم و مهندسي کامپيوتر در دانشگاه فلوريداي جنوبي، چند روز پس از آسيب ديدن سواحل خليج سن لوئيز در ميآ*سيآ*سيآ*پي، از يک ماشين پرندهآ*ي بدون سرنشين براي کمک به عمليات امداد استفاده نمود. اين ماشين پرنده به راحتي در دو چمدان دستي قابل حمل است و در عرض پانزده دقيقه ميآ*توان آنآ*را براي پرواز آماده نمود. خانم مورفي معتقد است که حاصل تلاش آنآ*ها در لحظات اوليهآ*ي پس از حادثه، زماني که هنوز افراد زندهآ*ي زيادي محتاج به کمک هستند، ميآ*تواند بسيار ارزشمند و مثمر ثمر باشد. بعد از توفاني همآ*چون کاترينا، ميآ*توان به سرعت سقف منازل را مشاهده کرد و کساني که گرفتار توفان شدهآ*اند و يا حتي آنانآ*که ضعيفآ*ترند و طاقت تحمل کمتري دارند را زودتر از محيط حادثه خارج و به مکاني امن منتقل نمود.

خانم مورفي معتقد است: «پس از يک حادثهآ*ي اينآ*چنين، با وجوديآ*که همه گرفتار مسالهآ*اي مشابه شدهآ*اند، اما قطعاً نجات خانوادهآ*اي که دو نوزاد عضوي از آن خانواده هستند، ضروريآ*تر و داراي اولويت بالاتر است، تا گروهي از جوانان که در کنار هم هستند و به راحتي ميآ*توانند تا ساعاتي پس از حادثه توان خود را حفظ کنند.»



اما همآ*چون بسياري از ديگر گروهآ*هايي که براي نجات مردم نيواورليان به آنآ*جا شتافتند، دکتر مورفي و تيم همراه او نيز با مشکلات و موانعي در اين مسير روبهآ*رو شدند.دکتر مورفي معتقد است که کاترينا مجموعهآ*اي از شکستآ*ها براي تيم او بوده است و در عين حال مجموعهآ*اي از نکات تعجب برانگيز از ديدگاه علمي را نيز به همراه داشته است.

امدادگراني که در منطقهآ*ي حادثه ديده در اثر توفان حضور داشتند، با توانمنديآ*هاي رباتآ*هاي پرندهآ*ي دکتر مورفي آشنا بودند. آنآ*ها از او و همکارانش دعوت کردند تا يک روز بعد از حادثه در محل حاضر شوند. اما آن پرندهآ*هاي امدادگر تنها توانستند تا 5 کيلومتري نقاط آسيب ديده نزديک شوند و موفق نشدند از آن فاصله جلوتر بروند.

علاوه بر مسائل و مشکلات فني، گروه دکتر مورفي با مسائل ديگري نيز دست در گريبان بودند. دکتر رابين مورفي ميآ*گويد:«ما امکان به همراه داشتن محافظ مسلح در شهر را نداشتيم. و البته اندکي پس از بروز سانحه، حوادثي همآ*چون دزدي اتومبيل، تيراندازي و سرقت در شهر به وقوع پيوست. شهر به روشني گرفتار بحران عدم امنيت بود. بنابراين تمام گروهآ*هاي علمي مجبور به ترک شهر شدند.»



با وجود اين هنوز امکان همکاري دکتر مورفي و همکارانش با امدادگران شهر وجود داشت. پس از پيشنهاد تيم به مسئولين شهر پرلينگتون، رباتآ*هاي پرنده وظيفه يافتند تا در نقاطي از شهر که امدادگران وظيفهآ*ي سنجش و ارزيابي وضعيت آن نقاط را نداشتند، براي تيم امدادگر ديد هوايي تامين کنند.

خانم دکتر مورفي در توصيف اين شرايط ميآ*گويد: «ما پرندهآ*هاي خود را راه انداختيم و به کمک آنآ*ها به جستجو پرداختيم. ما ميآ*توانستيم ببينيم که سيلاب در خيابانآ*هاي شهر فروکش کرده است، کسي بر روي سقف خانهآ*ها گرفتار نشده است، حجم وسيعي از تخريب و ويراني قابل مشاهده بود، اما همه امکان آن را داشتند که بر روي زمين حرکت کنند و از امدادگران و نيروهاي داوطلبي که در صحنه حضور داشتند تقاضاي ياري کنند.»

رباتآ*هاي پرندهآ*اي که بالآ*هاي ثابت دارند، ميآ*توانند به خوبي بين سي تا يکصد و بيست متر به خوبي پرواز کند. ارتفاعي بالاتر از ارتفاع درختان و البته پائينآ*تر از خطوط پروازي متعلق به ساير تجهيزات پرنده. به کمک اين رباتآ*ها به راحتي ميآ*توان يک نماي بزرگ از نواحي تخريب شده را مشاهده کرد.

اما رباتآ*هايي که شبيه هليکوپتر هستند، ميآ*توانند حتي به زمين نزديکآ*تر هم بشوند. آنآ*ها ميآ*توانند از داخل پنجرهآ*ها به درون منازل سرک بکشند تا از عدم وجود مصدوم در خانهآ*ها اطمينان حاصل شود. حتي پس از پايان عمليات امداد به کمک اين پرندهآ*ها ميآ*توان اطلاعات دقيقي از ساختار و کيفيت تخريب در نواحي آسيب ديده بهآ*دست آورد.

اين رباتآ*هاي امدادگر بعد از حوادث حوادث 11 سپتامبر در نيويورک، ويرجينيا و پنسيلوانيا توانستند اعتبار کافي را براي انجام عمليات بعدي کسب کنند. دکتر مورفي در مورد آن روزها ميآ*گويد: «حادثهآ*ي ساختمان سازمان تجارت جهاني اولين حضور رباتآ*هاي زميني در يک عمليات امداد و نجات بودند. رباتآ*هاي ما ميآ*توانستند به زير زمين بروند، به جايي که انسان و يا سگآ*هاي امدادگر توان ورود به آن را نداشتند و يا حتي آنآ*جا هنوز درگير آتش بود. ما ميآ*توانستيم به کمک رباتآ*هايمان به هرجايي وارد شويم که انسانآ*ها يا نميآ*توانستند و يا نميآ*خواستند که به آنآ*جا وارد شوند.»


اما هر حادثه، چه طبيعي باشد و چه بر اثر عملياتي انساني واقع شود، با حادثهآ*ي ديگر متفاوت است. اگرچه رباتآ*هاي زميني در ميان آوارها و تکه سنگآ*هاي به جا مانده از ساختمان سازمان تجارت جهاني بسيار ارزشمند و مفيد بودند، اما هرگز نميآ*توانستند در حادثهآ*اي همآ*چون کاترينا نمايي بزرگ از کل نواحي حادثه ديده را در اختيار تيم امداد قرار دهند.

خانم دکتر مورفي در اين باره ميآ*گويد: «بزرگآ*ترين چيزي که ما از توفان چارلي که در سال 2004 منطقهآ*ي فلوريدا را تحت تاثير قرار داد آموختيم اين بود، که اين دسته از حوادث يک حوزهآ*ي وسيع جغرافيايي را تحت تاثير خود قرار ميآ*دهند، ما نياز داريم به دانستن اين که مثلاً پست آن درخت که بر زمين افتاده چه ميآ*گذرد؟ يا در آن خانه چه شرايط حاکم است؟ آيا هنوز کسي در آن باقي مانده است؟»

اما رباتآ*هاي زميني نيز هنوز در حادثهآ*اي همآ*چون کاترينا ميآ*توانند مفيد و موثر باشند. به عنوان مثال مارک مايسر، يکي از متخصصين جستجوي فني، که عضو نيروي وظيفهآ*ي شمارهآ*ي سه در فلوريداست، در عمليات امداد شهر بيلوکسي فلوريدا، به کمک يک ربات کوچک اما قدرتمند، توانست در يک منزل به جستجوي مصدومين بپردازد.

او در مورد اين تجربه ميآ*گويد: «طبقهآ*ي اول آن پارتمان در اثر توفان به کلي نابود شده بود. مهندسيني که در محل حاضر بودند معتقد بودند که ورود به ساختمان براي هرکدام از نيروهاي امدادگر به شدت خطرناک است. بنابراين ما مجبور شديم يک ربات کوچک را راه اندازي کنيم، آن را از در جلو وارد ساختمان کنيم و پس از جستجوي کامل آن را از در پشتي پارتمان بيرون بياوريم و با اطمينان به مسئول تيم امداد بگوئيم که در آن خانه هيچ مصدومي باقي نمانده است». آقاي مايسر، که اکنون رئيس انجمن استاندارد رباتيک آمريکا در منطقهآ*ي سنت پيترزبورگ فلوريداست، رباتآ*هاي گوناگوني را براي امداد و يا ساير مصارف صنعتي توليد نموده است. او رباتآ*هايي براي بررسي نشت گاز و يا ساير خطرات شيميايي و زيست محيطي توليد نموده است.



غيرقابل کنترل بودن فناوريآ*هاي نوين از يکآ*سو و گامآ*هاي بسيار آرام نهادهاي حکومتي از سوي ديگر مانع آن شده است که نهادهاي رسمي امدادگر بتوانند به راحتي با ابزار و ادوات نوين امداد و نجات مبتني بر فناوري رباتيک هماهنگي و تطابق پيدا کنند. خانم دکتر مورفي معتقد است: «مسئولين امداد عموماً با يک نوع بدبيني به تجهيزات مدرن نگاه ميآ*کنند. البته اين وضعيت قابل درک است چرا که ميآ*توان تصور کرد تاکنون چه مقدار ابزار و ادواتي توليد شده است که به قصد جلب مشتري ادعا کردهآ*اند توان حل تمام مشکلات امدادگران را دارند».

دکتر مورفي سالآ*هاست که به ماندن در آزمايشآ*گاه و پژوهش تنها اکتفا نکرده است. او در بسياري از حوادث به همراه اولين گروهآ*ها به نقاط حادثه ديده اعزام شده است و شاهد ترسآ*ها، نگرانآ*ها، عمليات سريع و حوادث غير مترقبه بوده است. در حقيقت او با دريافت واقعيتآ*هاي عمليات امداد و نجات به مهندسين و پژوهشآ*گران همکارش ياري ميآ*رساند تا ابزاري توليد کنند که توان حل مشکلات امدادگران را داشته باشد. به عنوان مثال نسل جديد هليکوپترهاي او قابليتي نوين دارند که برگرفته از تجربيات آنآ*ها در توفان کاتريناست. اين هليکوپترها داراي يک کانال صوتي دوطرفهآ*اند که به کمک آن مصدومين و حادثه ديدهآ*گان ميآ*توانند با امدادگران ارتباط برقرار کنند. او و تيم همکارش همواره در تلاشند تا دريابند چگونه ميآ*توانند به کمک ابزارهاي مهندسي عمليات امداد و نجات را براي گروهآ*هاي امدادگر سهلآ*تر و آسانآ*تر نمايند.


منبع : www.nurc.ir