ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی «ورود به سایت» کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.





کاربران برچسب زده شده

نمایش نتایج: از 1 به 1 از 1
  1. #1
    2015/11/26
    445
    686

    Lightbulb هواپيماهاي بي خلبان و ماشين هاي بي راننده

    مهمان عزیز شما حق دیدن لینک ها را ندارید

    عضویت




    عاشق خلباني هستيد؟ از رانندگي لذت مي بريد؟ لذتش را ببريد ولي سعي كنيد زياد به آنها معتاد نشويد زيرا عمر اين دو كار يعني خلباني و رانندگي ممكنست در چند دهه آينده به انتها برسد.

    اكنون كوشش بزرگي از طرف شركت هاي مختلف با سرمايه افراد بسيار پولدار در حال خودران كردن هواپيما و ماشين انجام مي گيرد. با آنكه رانندگي ماشين آسانتر از هواپيما است ولي ساختن ماشين بي راننده مشكل تر از هواپيماي بي خلبان است.
    ماشين بايد با ميليون ها ناشناخته سروكله بزند در حاليكه در عالم هواپيمايي كار بسيار ساده تر است و آدم ها جلوي هواپيما نمي پرند كه از عرض هوا عبور كنند در هوا دوچرخه سوار و موتورسوار بي قانون وجود ندارد. خط كشي كه نبود آن باعث انحراف هواپيما بشود وجود ندارد تنها متغير هوا هست و هواپيماهاي ديگر. همانطور كه شركت هايي در حال ساختن ماشين هاي خودراني هستند كه مثل تاكسي آژانس بيايند و شما را به مقصد ببرند همين موضوع در مورد هواپيماهاي كوچك هم وجود دارد و شركت هواپيمايي دايموند اكنون از بقيه رقبا در ساخت هواپيماهاي بدون خلبان جلوتر است و حتي شركت هاي رقيب هم براي هواپيما از هواپيماهاي دايموند استفاده مي كنند. اكنون هواپيماي DA42 مي تواند اتوماتيك از زمين برخاسته و پروازي كرده و برگردد.



    هواپيماي دايموند DA42 كه اينروزها بعنوان هواپيماي محبوب سازندگان هواپيماهاي خود پرواز استفاده مي شود


    براي اين اتوماسيون از چند دسته استفاده مي شود:
    1- اتوماتيك كامل: يعني هواپيما حتي فرمان هم در داخل نداشته باشد و فقط جاي مسافر داشته باشد.
    2- نيمه اتوماتيك: هواپيما هم مجهز به فرمان باشد و هم بتواند با استفاده از كامپيوتر پرواز را از اول تا آخر انجام بدهد و خلباني در داخل هواپيما باشد. اين شامل اكثر هواپيماهاي مدرن امروزي ميشود و اينروزها در امريكا خلبانان هواپيماهاي مسافربري بطور متوسط در هر پرواز فقط شش دقيقه پرواز را انجام ميدهند و بقيه بعهده كامپيوتر است. اخيراً يك هواپيماي دو موتوره ما از تورنتو به سانفرانسيسكو آمد كه طول پرواز ١٦ ساعت بود و شامل دو روز پرواز و شش نشست و برخاست بود و خلبان بمن گفت كه از اين شانزده ساعت وي فقط يكساعت آنرا پرواز كرده و بقيه توسط كامپيوتر بوده.
    3- هواپيماي كنترل از زمين: يعني هواپيمايي كه كاملاً از روي زمين كنترل مي شود و خلبان آن به جاي داخل هواپيما روي زمين است.
    البته وقتي صحبت از اتوماسيون مي شود همه فقط جنبه منفي آنرا در نظر مي گيرند كه اگر كامپيوتر خراب شد چي؟ يا اگر كسي هواپيماي بدون خلبان را روي هوا هك كرد چي؟ مانند تصادف يك تسلا در فلوريدا كه چه جنجالي آفريد در حاليكه هر روزه صدها نفر در جاده هاي تمام دنيا بدون كمك كامپيوتر دارند كشته مي شوند.
    بگذاريد فقط به چند برتري كامپيوتر اشاره كنم.
    فرهاد كاشاني با هواپيماي CTLS مي خواهد از زرقان به فرودگاه آزادي برود. در ابتداي كار همه چيز عالي است ولي ناگهان باد روبروي 50 كيلومتري سرو كله اش پيدا مي شود، از سوئي بال بالاي هواپيما در نقطه اي در دور باك يك نشتي كوچك داشته كه تكنيسين ها تشخيص داده اند كه چون مقدارش كم است مهم نيست. من در امريكا اين مورد را تابحال در فرودگاه نديده ام. به اين معني است كه نشتي چيز بدي است و بلافاصله تعمير مي شود.
    از اصفهان به بعد فرهاد كاشاني و همراه اميدوارند كه بتوانند به فرودگاه آزادي برسند. كامپيوتر اميدواري سرش نمي شود. اگر برنامه درست به كامپيوتر داده بشود كامپيوتر مقدار بنزين از دست داده شده توسط نشتي را هم در نظر مي گيرد و كامپيوتر قانون 30 دقيقه سوخت اضافه در پروازهاي روز و 45 دقيقه در شب را هم رعايت مي كند. پس كامپيوتر احتمالاً در اصفهان يا كمي بعد از آن دستور نشستن مي دهد و اگر اتوماتيك باشد خودش مي نشيند و باعث صدمه به هواپيما نمي شود.
    براي فوتبال دوستان هم مي توانم مثال سانحه اخير تيم برزيل در كلمبيا را بزنم. برد رسمي آن هواپيما در بهترين حالت 1600 مايل بوده (نمي دانم مايل 1600 متري يا 1850 متري كه معمولاً در هواپيما استفاده مي شود).
    مسير از برزيل تا شهر مدئين كلمبيا 1605 مايل بوده يعني اين هواپيما بيشتر از ما مشكل داشته. ما وقتي به باد برخورديم مشكل دار شديم ولي اين هواپيما از روي زمين نبايد بلند مي شده چون 5 مايل سوخت كم داشته بعلاوه اينكه موقع نشستن هم بايد 30 دقيقه (براي روز) يا 45 دقيقه (براي شب) سوخت اضافه مي داشته. پس اگر دست كامپيوتر بود اين هواپيما از روي زمين روشن هم نمي شد تا اينكه به كامپيوتر بگويد چگونه مي خواهد 1605 مايل را با 1600 مايل سوخت طي كند.

    پس كامپيوترها در نهايت مي توانند جان انسانها را نجات بدهند اخيراً دو سانحه هواپيماهاي چتردار سيروس را در يوتيوب مي ديدم كه هر يك منجر به كشته شدن 3 نفر شد و در مورد دوم حداقل چتر هم زده شده بود ولي افاقه نكرد.
    در مورد اول خانمي به همراه همسر و برادر شوهرش مي خواهند در فرودگاه شلوغ هوستون بنشينند. برج به آنها اجازه نشستن مي دهد ولي ناگهان متوجه مي شود كه سرعت هواپيماي مسافربري پشت سري طوري است كه در نهايت از پشت به سيروس مي خورد. دستور گردش 360 درجه به سيروس مي دهد و مجدداً او را در مسير نشستن مي گذارد. دوباره متوجه مي شود كه هواپيماي مسافربري ديگري ممكنست از پشت به سيروس بخورد و سيروس را به باند ديگري مي فرستد. خلاصه آنقدر مسير اين خلبان بيچاره را عوض مي كنند كه حواس خلبان از نگاه كردن به سرعت سنج پرت مي شود و هواپيما

    مهمان عزیز شما حق دیدن لینک ها را ندارید

    عضویت

    شده و به حالت spin در مي آيد. خانم خلبان فرصت چتر كشيدن را پيدا نمي كند و هواپيما در پاركينگي مثل سنگ فرود مي آيد. تمام صحنه ها را مي توانيد روي رادار هوستون بعلاوه دوربين امنيتي يك پاركينگ ببينيد. اشكال چه بود؟ اشكال اينستكه مغز يك انسان نمي تواند در يك صدم ثانيه سرعت سيروس و سرعت مسافربري و مسافت بين آنها را محاسبه كند و دستور درست را بدهد و بايد از تجربه و خطا استفاده كند. كه در نهايت باعث كشته شدن سه انسان بي گناه شد كه براي عيادت پدرشوهر داشتند به هوستون مي رفتند.
    مورد بعدي آقايي با 500 ساعت تجربه بر روي سيروس به همراه دو كارمندش مشغول پرواز است و مي خواهد در فرودگاهي بنشيند. اول برج يكي دو بار مسير وي را به دلائل مختلف عوض مي كند. دست آخر كه به وي اجازه نشستن مي دهد طرف به سمت باند مي پيچد كه بنشيند كه ناگهان برج مي گويد كه هواپيماي سيروس ديگري مستقيم روي مسير باند دارد مي آيد. خلبان هول شده و بجاي ادامه گردش به راست و تبديل آن به گردش 360 درجه به سمت چپ مي پيچد كه در واقع در مسير تصادف روبروي سيروس ديگري بوده ولي اين مانور را چنان ناشيانه انجام مي دهد كه هواپيما وامانده مي شود و سقوط مي كند و چتر هم كمكي نمي كند. اگر كامپيوتر اين دو هواپيما و برج مراقبت را كنترل مي كرد هرگز چنين اتفاقي نمي افتاد. اولاً كه اين دو هواپيما را در مسير يكديگر قرار نمي داد و بعد هواپيما بجاي راست به چپ نمي پيچيد و بجاي گردش 60 درجه گردش 30 درجه مي كرد و بر روي سقف نمي رفت.
    مثال ها زياد هستند ولي خلاصه مطلب اينستكه كامپيوتر اشتباهات بسيار كمتري مي كند و كارش خيلي دقيق است.
    خب آخرش چي؟
    آخرش اينستكه براي جوانان بيست ساله بايد متأسف بود كه در سن پنجاه سالگي ديگر ممكنست اجازه رانندگي و خلباني نداشته باشند چون كار به دست كامپيوترها افتاده ولي شايد بتوانيد يك جواز موقت براي روزهاي جمعه در مسيرهاي خارج شهر كه ماشين هاي كامپيوتري در آن تردد ندارند بگيريد.
    چرا كامپيوترها و آدم ها نمي توانند در جوار يكديگر زندگي كنند؟
    علت اينستكه كامپيوترها كارشان حساب شده است ولي انسان ها مي توانند يك ميليون عكس العمل متفاوت داشته باشند. اگر آدمي تصميم بگيرد كه در خيابان ها شروع به زيگ زاگ رفتن بكند تمام ماشين هاي كامپيوتري را به هم مي ريزد. در حاليكه كامپيوترها با يكديگر خوب كنار خواهند آمد. جائي كه كامپيوتر نمي تواند كار انسان را بكند تصميم هاي انساني است. مثلاً فكر كنيد كه شما چاره اي نداريد يا اينكه دو كودك خردسال را زير كنيد يا به پنج مرد خشن كه در پياده رو مشغول جروبحث هستند؟ براي كامپيوتر بايد قشنگ تعريف كنيد. مثلاً تعريف مي تواند اين باشد كه هميشه به تعداد كمتر بزن. يا اينكه هميشه بين بچه و بزرگ به بزرگ بزن. يا اينكه بين دو بچه بيگناه و پنج مرد قلدر ببين كدام قيافه خشن تري دارند و به او بزن. اينها چيزهايي است كه بشر با آنها بهتر عمل مي كند يعني دنياي غير صفر و يك و غير زبان كامپيوتر. تازه اين قوانين هم بر اساس فرهنگ ميتواند متفاوت باشد مثلاً در امريكا ارزش بچه از بزرگسال بيشتر است. ارزش سگ و انسان ميتواند يكي باشد. در فرهنگ آقاي ترامپ سفيد ها مقدس هستند و ماشين اجازه دارد سياه و مكزيكي و مسلمان را زير كند ولي سفيد را خير. در حاليكه در ماشين خودران مدل عربستاني ارزش سگ هيچ است و ارزش زن و مرد يكي نيست و شتر هم براي خود ارزشي دارد. در هند گاو ها مقدس هستند و بايد ديد كه ارزش كدام بالاتر است گاو يا انسان؟
    فكر كنيد كه روز جمعه است در سال 1430 هجري شمسي شما يك ماشين پرايد كلاسيك در گاراژ داريد كه آنرا فقط در بيابان هاي گرمسار مي توانيد ببريد. ماشين را پشت تريلي گذاشته و آنرا به ماشين الكتريكي تمام اتوماتيك خود مي بنديد. آدرس گرمسار را به ماشين خودران مي دهيد. يك ساعت بعد ماشين را در بيابان پياده و هرچقدر دلتان مي خواهد به آن گاز مي دهيد البته فراموش نكنيد كه بنزين ليتري 20000 تومان به پول امروز است. سپس عصر همان روز دوباره ماشين را روي تريلي گذاشته و به تهران باز مي گرديد.
    مي گوئيد نشدني است؟ در سال 1430 خواهيد گفت كه فلاني گفت ها من باور نكردم


نمایش نتایج: از 1 به 1 از 1

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 2
    آخرين نوشته: 2016/07/04, 13:11
  2. پاسخ: 11
    آخرين نوشته: 2015/11/10, 18:40
  3. کنترل قفل مرکزی درب راننده با میکرو AVR
    توسط omidlolo در انجمن میکروکنترلرهای AVR
    پاسخ: 5
    آخرين نوشته: 2011/07/19, 22:01
  4. شیبه سازی کابین خلبان
    توسط Eng_mrm در انجمن Labview
    پاسخ: 3
    آخرين نوشته: 2011/05/31, 18:19
  5. سوال در مورد خلبان خودکار هواپیمای بدون سرنشین
    توسط 113 در انجمن ربات های پروازی
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 2010/06/27, 14:20

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •